خرید بک لینک

درباره سایت

My Poems - اشعار من

سپهر بنده هستم (مستعار) .................. اشعار من، اشعار دیگر افراد .................. شعر نو غزل مثنوی و دوبیتی

امکانات وب

 نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟

ولی بسیار مشتاقم،

که از خاک گلویم سوتکی سازد.

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی،

دَم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد،

و خوابِ خفتگان خفته را آشفته تر سازد.

بدین سان بشکند در من،

سکوت مرگبارم را.

برچسب: اشعار دکتر علی شریعتی"دکتر علی شریعتی"علی شریعتی, نویسنده: PPP H R تاريخ: سه شنبه 2 مهر 1392 ساعت: 17:07

 شعر یعنی

سرفه خشک خودکار

 

برچسب: عکس شاعرانه"شعر یعنی"تکه شعر, نویسنده: PPP H R تاريخ: سه شنبه 2 مهر 1392 ساعت: 16:56

 یغما گلرویی برای ش.ن

شعری بسیار زیبا

...................

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده
یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده گی کرده
توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهان بی برده
یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده

من همه راهو اشتباه رفتم، کی می گه رؤیا، دنیا می سازه؟
هر درختی یه روز تبر می شه، هر زن آبستن یه سربازه
تیغ توقیف رو رگِ واژه س، مهر ممنوع روی پروازه
راهِ رفتن همیشه بن بسته، راهِ برگشت تا ابد بازه

پس باید رو به شعر برگردم، بسه همدیگه رو نفهمیدن
بسه تو چارچوب جون کندن، بسه تو یه مدار چرخیدن
همیشه چاه رو نشون دادم به صداهایی که نمی دیدن
اونا که با ترانه هام آخر روی پیستِ سقوط رقصیدن

حس سطل زباله رو دارم لب به لب از سرنگ و ته سیگار
حس یه یاکریم که فهمیده لونه شو ساخته روی چوبه ی دار
من یه جوک توی مجلس ترحیم، من یه پروانه ام توی رگبار
من یه زندانی ام که عمرش رو مشت می کوبیده به تن دیوار

تلی از خواب های مکروهم، تلی از بغض های تعزیری
خسته از بورس بشکن و باسن، خوندنه از سر شکم سیری
توی عصری که حتا با عکسِ خودتم توی آینه درگیری 
چه جوری می شه زندگی رو نوشت، وقتی لحظه به لحظه می میری

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین کلاین می پوشن
وقتی که میمونا دارن نفتِ گربه ی آسیا رو می دوشن
وقتی که غولای مبارز هم بی قراره بلیطِ گوگوشن
خب دیگه عادیه که مطرب ها خودشونو به پول بفروشن

حالا که استخونای شاملو، زیر سنگِ شکسته می پوسه
حالا که آخرین چریک داره چکمه ی دیکتاتور رو می بوسه
حالا که مرکز جهان امروز تخت خوابِ یه نشمه ی روسه
دیگه فرقی نداره دنیامون توی دستِ کدوم دیو*ثه

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که خوب می بینه
یه برادر که خوب می دونه، معنی گوله رو توی سینه
ما کتک خورده ی یه کابوسیم، تو زمانی که رؤیا ننگینه
تو زمانی که وزن این هستی، مثل وزن سکوت سنگینه

برچسب: یغما گلرویی"اشعار یغما گلرویی"شعر یغما گلرویی برای ش,ن, نویسنده: PPP H R تاريخ: سه شنبه 2 مهر 1392 ساعت: 16:34

صفحه بندی